۶۶۹۶۷۸۴۹-۵۰

عوامل اجتماعی موثر بر حجاب و عفاف

Foto


عوامل اجتماعی موثر بر حجاب و عفاف

 گروه استان ها- بوشهر- يكي از آسيب هاي اجتماعي كم و بيش رايج در جامعه ما، مسئله بي حجابي و بدحجابي است.

 
 

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پلیس، اين پديده نيز همانند ساير پديده هاي فرهنگي ـاجتماعي دارای علل وعوامل متعددي می باشد. برخی از عوامل اجتماعی موثر بر حجاب و عفاف در جامعه ما عبارتند از: تفاوت بین تعريف حجاب از دید کنشگر و ناظر کنش: باتوجه به اين كه موضوع مورد مطالعه جامعه شناسي، کنش اجتماعی مي باشد، لازم است حجاب را به عنوان يك كنش اجتماعي در نظر بگیریم.

این که کنش چگونه و توسط چه کسی تعریف می شود ماکس وبر معتقد است: تعریف کنش توسط خود عامل کنش یا خود کنشگر صورت می گیرد. معنایی که توسط عامل کنش به عمل می آید. پاره تو به تعریف کنش توسط ناظر کنش عقیده دارد من کاری می کنم و کسی شاهد آن است، آن کس تعریف می کند. در جامعه ما کنشگر و ناظر کنش تعریف واحدی از پوشش ندارند و در اغلب موارد نوعی تناقض را از دید آن ها شاهد هستیم. آنچه کنشگر پوشش می داند را ناظر کنش بد حجابی یا بی حجابی تلقی می کند و آنچه از دید ناظر کنش پوشش و حجاب کامل می باشد را کنشگر اظهار بی اطلاعی می کند.

ضعف در انتقال الگوهاي پوششي مورد قبول جامعه: هنجار ملاک و معیار رفتار در شرایط زمانی و مکانی خاص هر جامعه است. هنجارها الگوهای رفتاری تایید شده و راهنمای عمل ما هستند. حجاب به عنوان یک کنش اجتماعی مبتنی بر هنجارها است.در زندگی روزانه هرکاری را که بخواهیم انجام دهیم می گوییم نیاز به الگو( نقشه یا راهنما) داریم.

برای مثال خیاطی، ساختمان سازی و... هنجارها قبل از تولد ما در جامعه وجود دارند و ما از بدو تولد براساس آن ها زندگی می کنیم. از کارکردهای مهم نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و پرورش و دین،آموزش و انتقال الگوهای رفتاری و الگودهی است. اگر این نهادها در این زمینه خوب عمل نکنند جامعه دچار بی الگویی ( بی هنجاری) می شود.

الگوی پوشش به دلیل کارکردهای مثبتی که برای جامعه داشته و دارد شکل گرفته است و در صورتی که از سوی عده ای مورد بی توجهی قرار گیرد با واکنش افکار عمومی مواجه می شود. الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، متاثر از هنجارها است. نوع لباس، یکی از مشخصه های هویت فرهنگی هر جامعه است. نحوه لباس پوشیدن، معرف هنجارهای پوششی جامعه و انتظارات جمعی است که نوع دوخت، جنس لباس، رنگ و تناسب لباس با سن فرد را نیز مد نظر دارد.

بسیاری از جوامع، اقوام و گروه های اجتماعی را از روی الگوی پوششی آن ها می شناسیم. با وجود این که بهترین الگوهای پوششی را داریم اما امروزه شاهد ضعف در انتقال این الگوها به نسل جدید هستیم که این موجب نوعی نابسامانی در زمینه پوشش گردیده است.

تفاوت بین نسلی ناشی از دگرگونی ها: خانواده از عوامل اجتماعی شدن است. در خانواده سنتی یک نوع هم شکلی بود. تفاوت نسلی محسوس نبود. آرزوهای نسلی تفاوتی نداشتند. فکر و رفتار شبیه هم بود. با گسترش جوامع اشتراکات تبدیل به افتراقات شد. الان با دگرگونی ها مواجه ایم. بستر زمانی دگرگونی ها کوتاه است. یک نسل می تواند شاهد چند دگرگونی باشد. از 1960 به این سو شاهد دگرگونی ها هستیم. زندگی پدر بزرگ با پدرش تفاوت محسوسی نداشت. اما زندگی پدر من با پدرش، یا من با پدر بزرگم،فرزندان من با من بسیار متفاوت است.

افزایش تفاوت ها بخاطر افزایش سرعت تفاوت ها است. مکانیزاسیون(صنعتی شدن)، اتوماسیون( نیاز به نیروی انسانی کم)، رباتیسم و...این ها همه دگرگونی است.برای تطابق با دگرگونی ها نیاز به اجتماعی شدن مجدد داریم تا بتوانیم تفاوت بین نسلی را کم کنیم.مسئله اصلی که در گذر از جامعه سنتی به نوین رخ می دهد این است که خانواده بخشی از الگوها را از جامعه سنتی و برخی را از جامعه نوین می گیرد که این امر الگودهی را دچار مشکل می کند.

الگو پذیری از گروه هاي مرجع: الگو پذیری از گروه هاي مرجع موجب دگرگونی در نظام هنجاری جامعه نسبت به الگوی پوشش شده است.گروه مرجع به گروهي گفته مي شود كه افراد از آنها الگو مي گيرند،براساس الگوها و مدل هاي رفتاري گروه مرجع عمل می کنند و با آن هم نوا می شود و تعلق خاطر پیدا می کند. آرزوهاي خويش را در آنها تحقق يافته مي بينند و مايلند برنامه زندگي خود را متناسب با تصويري كه از آن ها دارند،تنظيم كنند2 و رفتار گروه های مرجع را تکرار کنند.

مانند علاقه به یک هنرپیشه، ورزشکار، خواننده و...و ظاهر شدن مانند آن. در گذشته این گروه های مرجع محدود بودند و در بیشتر مواقع در حد خانواده و شبکه خویشاوندی بود. اما تنوع گروه هاي مرجع در عصر و زمان ما با توجه به نقش الگويي آن، از جمله زمينه هاي بی توجهی عده ای به الگوی پوششی مورد قبول جامعه شده است.در بیشتر موارد افرادی که گرایش به بدحجابی یا بی حجابی دارند، خواسته يا ناخواسته، از الگوهايي پیروی می کنند که با هنجارهای مسلط جامعه، در تعارض هستند.

شبكه هاي ارتباطي(تلفن، تلگرام، وات ساپ و...) و گروه هايي كه فرد درگير تعامل پيوسته و مستقيم با آنها است، نقش بسياري را در الگودهي دارند.به ويژه اگر فرد براي اين ارتباط، ارزش و اعتبار خاصي قائل بوده و آثار و نتايج قابل توجهي براي وي داشته باشد. یک گروه اجتماعی یا یک رسانه با توجه به نفوذ اجتماعی که دارند آن قدر بر مخاطبان و افراد اثر می گذارد که کنش فرد را به دنبال خودش می کشاند و فرد بدون اندیشه ارزیابی و قضاوت می کند و خودش را با هنجارهای آن الگوی مطلوب همانند می سازد.

به قلم: سرهنگ "سید احمد موسوی " معاون اجتماعی پلیس بوشهر و دکتر "امراله راشدزاده" عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد بوشهر

انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران